گروه روان‌کاوی آن ← بازگشت به سایت
روان‌کاوی

حمله پانیک چیست و چرا اتفاق می‌افتد؟

حمله پانیک چیست و چرا اتفاق می‌افتد؟

حمله پانیک یا Panic Attack تجربه‌ای ناگهانی از ترس یا اضطراب بسیار شدید است که معمولاً با علائم جسمانی واضح همراه می‌شود؛ مثل تپش قلب، تنگی نفس، لرزش، تعریق، سرگیجه، احساس خفگی یا ترس از مردن و از دست دادن کنترل.
چیزی که حمله پانیک را تا این اندازه ترسناک می‌کند این است که فرد ممکن است در لحظه احساس کند واقعاً اتفاق خطرناکی برای بدنش در حال رخ دادن است؛ مثلاً تصور کند دچار سکته شده، دارد بیهوش می‌شود یا کنترل خودش را از دست خواهد داد.

علائم حمله پانیک چیست؟

حمله پانیک می‌تواند در افراد مختلف به شکل‌های متفاوتی تجربه شود، اما بعضی از علائم شایع آن عبارت‌اند از:

- تپش یا افزایش شدید ضربان قلب
- تنگی نفس یا احساس کمبود هوا
- لرزش بدن
- تعریق
- سرگیجه یا احساس ضعف
- فشار یا ناراحتی در قفسه سینه
- احساس خفگی
- تهوع یا ناراحتی معده
- احساس غیرواقعی بودن محیط یا خود
- ترس از بیهوش شدن
- ترس از دست دادن کنترل
- ترس شدید از مرگ

در حمله پانیک، علائم معمولاً به‌طور ناگهانی شدت می‌گیرند. همین سرعتِ بالا یکی از دلایلی است که فرد تصور می‌کند با یک وضعیت جسمانی خطرناک مواجه شده است.

آیا حمله پانیک خطرناک است؟

خودِ حمله پانیک معمولاً به معنای وقوع سکته قلبی، خفگی یا «دیوانه شدن» نیست. با این حال، علائم برخی بیماری‌های جسمانی ممکن است شبیه پانیک باشند.

بنابراین اگر کسی برای اولین بار با درد قفسه سینه، تنگی نفس شدید، غش، علائم عصبی جدید یا نشانه‌ای غیرمعمول مواجه شده است، نباید خودسرانه فرض کند که «فقط پانیک» است؛ ارزیابی پزشکی می‌تواند ضروری باشد. بعد از اینکه علل جسمانی مهم بررسی شدند، می‌توان با دقت بیشتری به جنبه روان‌شناختی حمله پرداخت.

چرا حمله پانیک اتفاق می‌افتد؟

در ساده‌ترین توضیح، هنگام پانیک سیستم هشدار بدن در شرایطی فعال می‌شود که خطر بیرونی متناسبی وجود ندارد. بدن وارد همان وضعیتی می‌شود که برای مواجهه با خطر طراحی شده است: ضربان قلب بالا می‌رود، تنفس تغییر می‌کند، عضلات آماده واکنش می‌شوند و توجه فرد شدیداً به نشانه‌های خطر متمرکز می‌شود.

مشکل اینجاست که خودِ این تغییرات جسمانی نیز می‌توانند ترسناک تعبیر شوند. فرد متوجه افزایش ضربان قلبش می‌شود و با خودش فکر می‌کند: «نکند مشکلی برای قلبم پیش آمده؟» این فکر اضطراب را بیشتر می‌کند، ضربان قلب باز هم افزایش پیدا می‌کند و فرد آن را به‌عنوان مدرک دیگری برای وجود خطر تجربه می‌کند. به این ترتیب، ترس از علائم می‌تواند خودِ علائم را تشدید کند.

چرا بعضی حملات پانیک کاملاً «بی‌دلیل» به نظر می‌رسند؟

یکی از گیج‌کننده‌ترین تجربه‌ها برای کسی که پانیک دارد این است که بگوید: «ولی من اصلاً مضطرب نبودم.» این تجربه لزوماً عجیب نیست.

همه‌ی آنچه در روان ما اتفاق می‌افتد در هر لحظه برای خودآگاه قابل تشخیص نیست. فرد ممکن است در ظاهر مشغول زندگی عادی باشد، در حالی که فشارهای روانی، تعارض‌ها یا اضطراب‌هایی در پس‌زمینه فعال‌اند. گاهی حتی خود فرد مدت‌هاست به تحمل کردن فشار عادت کرده است، به شکلی که دیگر آن را به‌عنوان «اضطراب» احساس نمی‌کند.

بدن، اما، ممکن است به آن واکنش نشان دهد.

نگاه روان‌کاوی به حمله پانیک چیست؟

در روان‌کاوی، علاوه بر بررسی علائم، این سؤال مطرح می‌شود که این اضطراب برای این فرد خاص، در این مقطع خاص از زندگی، چه معنایی دارد.

از زمان فروید، اضطراب یکی از موضوعات مهم نظریه روان‌کاوی بوده است. فروید در نظریه متأخر خود اضطراب را نوعی علامت خطر در دستگاه روانی می‌دانست؛ هشداری که نشان می‌دهد روان در برابر تجربه، تعارض یا خطری درونی احساس تهدید کرده است.

بنابراین، در رویکرد تحلیلی فقط نمی‌پرسیم «چطور پانیک را متوقف کنیم؟»، بلکه می‌پرسیم:

چه چیزی برای این فرد تبدیل به وضعیت خطر شده است؟

این خطر همیشه بیرونی نیست. گاهی نزدیک‌شدن بیش از حد به دیگری، احتمال طرد شدن، از دست دادن کنترل، جدایی، وابستگی، خشم یا حتی یک تغییر مهم در زندگی می‌تواند برای روان اضطراب‌آور باشد.

آیا ممکن است پانیک با احساساتی که فرد نمی‌تواند تحمل کند ارتباط داشته باشد؟

گاهی بله. برای مثال، فردی ممکن است خودش را آدمی بداند که «هیچ‌وقت عصبانی نمی‌شود»، اما در موقعیت‌هایی قرار گرفته باشد که خشم زیادی در او ایجاد کرده‌اند. یا کسی ممکن است سال‌ها سعی کرده باشد مستقل بماند و نیازش به دیگری را نادیده بگیرد، اما در آستانه جدایی یا از دست دادن یک رابطه، ناگهان دچار اضطراب شدید شود.

این به این معنی نیست که هر حمله پانیک حتماً یک «علت پنهان مشخص» دارد که کافی است آن را کشف کنیم. اما گاهی بدن چیزی را بیان می‌کند که هنوز تبدیل به تجربه‌ای قابل‌فهم و قابل‌فکر کردن نشده است.

چرا بعد از اولین حمله، ترس از حمله بعدی شروع می‌شود؟

برای بسیاری از افراد، مشکل اصلی فقط خود حمله اول نیست. بعد از آن ممکن است سؤال دیگری شروع شود: «اگر دوباره اتفاق بیفتد چه؟»

فرد ممکن است ضربان قلبش را مرتب بررسی کند، از تنها ماندن بترسد، از رانندگی، مترو، سفر یا مکان‌های شلوغ اجتناب کند یا همیشه دنبال راه خروج باشد. در این وضعیت، ترس دیگر فقط از یک خطر بیرونی نیست؛ فرد از تجربه دوباره پانیک می‌ترسد. و هرچه حساسیت به نشانه‌های بدن بیشتر شود، کوچک‌ترین تغییر جسمانی می‌تواند دوباره به‌عنوان علامت شروع حمله تعبیر شود.

فرق حمله پانیک با اختلال پانیک چیست؟

داشتن یک حمله پانیک به‌تنهایی لزوماً به معنای ابتلا به اختلال پانیک (Panic Disorder) نیست. ممکن است فرد در یک دوره پراسترس زندگی یک یا چند حمله را تجربه کند و دیگر تکرار نشود.

در اختلال پانیک معمولاً حملات غیرمنتظره تکرار می‌شوند و فرد پس از آن برای مدتی درگیر نگرانی از حمله بعدی یا تغییر رفتار خود به علت ترس از پانیک می‌شود. تشخیص دقیق این وضعیت باید توسط متخصص انجام شود.

حمله پانیک چگونه درمان می‌شود؟

حمله پانیک قابل درمان است و بسته به شرایط فرد، رویکردهای مختلفی می‌توانند مؤثر باشند. درمان ممکن است شامل روان‌درمانی، بررسی سبک زندگی و عوامل تشدیدکننده، و در برخی موارد ارزیابی روان‌پزشکی و دارودرمانی باشد.

در روان‌درمانی تحلیلی، علاوه بر کاهش علائم، تلاش می‌شود تجربه اضطراب در بستر گسترده‌تر زندگی فرد فهمیده شود:

- حمله‌ها از چه زمانی شروع شده‌اند؟
- در آن دوره زندگی چه چیزی در حال تغییر بوده است؟
- فرد چگونه با ترس، وابستگی، خشم، جدایی یا احساس بی‌اختیاری مواجه می‌شود؟
- و چرا بدن مجبور شده است اضطراب را با چنین شدتی بیان کند؟

هدف فقط این نیست که بدن دیگر علامت ندهد، بلکه این است که چیزی که پیش‌تر فقط به شکل وحشت تجربه می‌شد، به‌تدریج قابل فهم و قابل فکر کردن شود.

چه زمانی برای پانیک بهتر است به روان‌شناس مراجعه کنیم؟

اگر حملات تکرار می‌شوند، دائماً منتظر حمله بعدی هستید، از مکان‌ها یا فعالیت‌هایی به دلیل ترس از پانیک اجتناب می‌کنید یا اضطراب بخش قابل‌توجهی از زندگی‌تان را محدود کرده است، بهتر است مسئله را با یک متخصص سلامت روان بررسی کنید.

گاهی مهم‌ترین تغییر زمانی شروع می‌شود که سؤال از «چطور جلوی این حالت را بگیرم؟» به سؤال دیگری تبدیل می‌شود:

چه اتفاقی در تجربه من آن‌قدر تهدیدکننده شده که بدنم این‌گونه اعلام خطر می‌کند؟

نویسنده: پرستو رزم‌ارا